بیت المجتبی
نیت می کنم تعداد

صلوات به نیت



تعداد کل صلوات های نذر شده: 56133 عدد می باشد
بیت المجتبی

شما در صفحه خبر توصیه های محمد اسماعیل دولابی هستید



توصیه های محمد اسماعیل دولابی

بیت المجتبی


بسم الله الرحمن الرحیم
________________________________________
محمد اسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.
حاج اسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود. اسماعیل دولابی در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۸۱ درگذشت و در حرم حضرت معصومه در قم به خاک سپرده شد.
________________________________________

در این مجال چند توصیه دلنشین و روشنگر از حاج آقا دولابی  نقل می کنیم  باشد که به کار گیریم و بهره ببریم.
 
در پناهگاه امن خداوند! 
هر وقت کسی شما را اذیت کرد و یا از کسی ناراحت شدید، نمیخواهد به کسی بگویید بلکه استغفار کنید، هم برای خودتان هم برای کسی که شما را اذیت کرده است. بگو بیچاره کار بدی کرده است اگر فهم داشت نمیکرد. وقتی استغفار میکنی خداوند دوست دارد و خیلی تلافی میکند. اگر قلبت حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن آن وقت یکدفعه دلت نرم میشود. اگر دو سه مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمیتواند شما را بگیرد چون راهش را بلد هستی. استغفار امانگاه انسان است. یعنی پناهگاه، وقتی گفتی استغفرالله در پناه خدا هست.  
 
در آغوش خداوند!
وقتی کسی را همه طرد کردند، آن وقت خدا او را پناه می دهد و می گوید خودم تو را می خواهم.
کُلُّ ذَنبِکَ مَغفُورٌ سِوَی الاِعراضِ عَنِّی          اُدنُ مِنِّی، اُدنُ مِنّی، اُدنُ مِنّی
همه ی گناهانت جز روگرداندن از من بخشیده شده است؛ به من نزدیک شو، به من نزدیک شو، به من نزدیک شو.
  آن قدر حق تعالی با ما مدارا کرد که «حَتّی کَاَنّی لا ذَنبَ لی». گویا ما اصلاً گناهی انجام نداده ایم. بلکه بالاتر، آن قدر به ما لطف و محبّت فرمود که گویا ما به او لطف و منّت داریم. «کَاَنَّ لیَ التَّطَوُّلَ عَلَیکَ» و آن قدر مدارا کرد که گویا ما امیریم و او مأمور، ما دستور می دهیم و او اجرا می کند؛ «اُدعُونی اَستَجِب لَکُم».
سخنان مرحوم حاج اسماعیل دولابی رضوان الله تعالی علیه)، استاد مهدی طیّب، ص 178) (کتاب مصباح الهدی ( 
 
بی‌ خودی با خدا کشتی نگیر ...!
یک سال تمام مزارع را ملخ خورد و برای اینکه نکنه با دیدن صحنه از مقدرات الهی مکدر شوم ، حتی به سر مزرعه ام هم نرفتم . یک از پیرمردهای ده به من گفت : وقتی هم که کارها خراب شده، باز هم فکرش را نکن و بگیر بخواب. دیدم راست می‌ گوید و با مزاج من هم سازگار است. وقتی هم که خراب شده، ظاهرش خراب شده، باطنش درست است. این ملخ‌ هایی که خورده ‌اند، جنود الهی و لشکریان خدا بوده‌ اند. به امر الهی مزارع را خورده‌ اند. خدا هم آنچه اراده کرده جز خیر نیست؛ منتهی صورت ظاهرش با خواسته‌ ها و تشخیص های ما تعارض دارد، خیر نمی‌ دانیم. وقتی صورت ظاهر کارها خراب شد باز هم فکرش را نکن و برو بگیر بخواب. اگر فکرش را بکنی، غصّه بخوری، تقلاّ کنی تو که زورت نمی‌ رسد، ملخ‌ ها آمدند خوردند و تمام شد. 
هر وقت کسی شما را اذیت کرد و یا از کسی ناراحت شدید، نمیخواهد به کسی بگویید بلکه استغفار کنید، هم برای خودتان هم برای کسی که شما را اذیت کرده است. بگو بیچاره کار بدی کرده است اگر فهم داشت نمیکرد. وقتی استغفار میکنی خداوند دوست دارد و خیلی تلافی میکند. اگر قلبت حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن آن وقت یکدفعه دلت نرم میشود. اگر دو سه مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمیتواند شما را بگیرد
چی چی حالا می ‌خواهی غصّه بخوری؟ اگر اعتماد و حسن ظن به مقدّرات الهی را نداری، لااقل بفهم که غصّه خوردن فایده ندارد. رفیق من که افتاد مُرد، هزاری هم من بالای جنازه ‌اش گریبان چاک دهم، زنده نمی ‌شود. ثروت من آتش گرفت و سوخت، آن‌قدر معرفت ندارم که بگویم: خدا این کار را کرد و خیر من در این بود. چه خوب شد که  ثروت من سوخت و از بین رفت. هنوز به این معرفت نرسیده ‌ام، اقلّش این است که بفهمم اگر بنشینم و زانوی غم بغل بگیرم و غصّه بخورم، چیزی حل نمی‌ شود. ثروت سوخته‌ ی من دوباره درست نمی‌ شود. بی ‌خودی چرا غصّه بخورم؟ برو بگیر بخواب.
حاج آقا فهمیدند که پیرمرد آبادیشان راست می ‌گوید و با مزاج حاج آقا که مزاج تسلیم بود، کاملاً سازگار است. بی‌ خودی انسان با خدا کشتی نگیرد و تسلیم مقدّرات الهی باشد.( از مبحث تسلیمِ شرح کتاب مصباح الهدی)
 
تار و تور خداوند! 
حاج اسماعیل دولابی می گفت: خدا یک تار، یک تور و یک تیر دارد. با تار، تیر و تور خودش، آدمها را جذب می کند. مجذوب خودش می کند. تار خدا، قرآن است . 

نغمه های آسمانی است . خیلی ها را از طریق قرآن جذب خودش می کند. خیلی ها را با تور خودش جذب میکند. مثل مراسم اعتکاف و مراسم ماه رمضان و شب قدر. تیر خدا همان بارهای مشکلات است . غالب آدمها را از این طریق مجذوب خودش 
می کند.  اولیاء خدا برای این مشکلات لحظه شماری می کردن .

شیخ بهایی میگوید: شد دلم آسوده چون تیرم زدی، ای سرت گردم چرا دیرم زدی. از وقتی بلا و مصیبت به زندگی ام آمد ، فهمیدم من ارزش دارم. ولی گلایه دارم که چرا من را زودتر گرفتار نکردی.
سعدی هم می گوید: بزن سیلی و رویم را قفا کن. خدایا من را بزن چون زدن های تو ارزش دارد. پنبه را وقتی می زنند، باز می شود و سفید میشود و ارزش پیدا می کند. اگر کسی به گرفتاری ها چنین نگاهی داشته باشد، دیگر جای ناامیدی برایش باقی نمی ماند. این گرفتاری ها باید زمینه امید ما را فراهم بکند. زمینه نشاط ما را فراهم کند ولی چون ما با شیوه تربیتی خدا آشنا نیستیم، تا مصیبتی می رسد، ناراحت می شویم. این شیوه خداست.
فرآوری: محمدی                
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
________________________________________
منابع :
کتاب مصباح الهدی



حاج آقا دولابی: اگر در زندگیت کسی بد اخلاق هست یا رزقت کم است سختگیری نکن تشکر از خدا بکن
 
 ما اسرار عمل حدا را نمی دانیم هر سختی و مشکلی برای انسان خیری و جای شکری دارد. گاه زن بداخلاق آدم را یک عارف بزرگ چون شیخ ابوالحسن خرفانی یا حکیمی بزرگ چون سقراط می گند و گاه برآورده نشدن آمال ما را از مشغولیت به غیر خدا باز می دارد هرچه هست او خیرخواه مطلق است مابقی از قامت ناساز ماست......
*اول بچه ات وهمسرت وهمسایه خوبت را بشناس و قدر بدان و خدا را شکر کن تا خدا امام زمان را به شما بشناساند.
*ایمان باید هر حسنی را از هر اجتماعی دارا باشد.
*پیامبر(ص) فرمود :علی ،هرکس صلوات برمن را فراموش کند راه بهشت را گم می کند.منظور نسیان کل است نه اینکه کم بفرستی.
*در بهشت هیچ وقت جا تنگ نمی شود همیشه وسیع است چون هم رحمت خداست هم بهشتیان آنقدر محبت دارند که توی هم میروند تا جا باز شود جا زیاد است وهیچ وقت پر نمی شود. اما جهنم این طور نیست از روز اول پر است هرکس وارد جهنم می شود جهنمیان راهش نمی دهند می گویند عقب تر برو اینجا جای ماست ببین در دنیا وقتی می خواهی ملک بخری دیگری می گوید این را من می خواستم بخرم ونمی گذارد شما بخری .از دنیا بوی جهنم می آید هرجا بروی می گویند تو چرا آمدی..
*هرخیری که به انسان می رسد از دست خداست.
*ان شاءالله امیدوارم شما که اهل بهشت هستید اگر یک وقت ناراحتی و نگرانی یا جای تنگ داشتی خواستید جای تان را عوض کنید آرام عوض کن
*اگر در زندگیت کسی بد اخلاق هست یا رزقت کم است سخت گیری نکن تشکر از خدا بکن قدر بدان خدا عوض 
می کند،فضا را برایت قشنگ می کند
*اصلاّ خودت را تکان بده شاید جای خوبی باشد.چون ما در قبضه خدا هستیم اگر فکر کنیم تنگمان گرفته اند ناراحت 
می شویم اما اگر بدانیم این تنگی به خاطر این است که شخص بزرگی ما را تنگ گرفته ناراحت نمی شویم مثلا آقامون ما را تنگ در بغل گرفته،اونوقت دوست نداری فشارت هم بدهد که جهل وگناه از شما خارج شود؟
*خداوند نمی گذارد آمال وآرزوهای مؤمن برآورده شود می خواهد سرگرم نشوند باخودش سرو کار داشته باشند اگر آمال وآرزوها برآورده شود انسان هرزه می شود خیال می کند این آمال وآرزو ها کارش را حل می کند هر روز بیشتر می خواهد پس خدا را کاملا فراموش می کند.
*انسان خودکار است اگر کار خوب می کند با خودش می کند واگر بد می کند به خودش بد می کند « فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ »
*ان شاءالله شب به شب رو به قرب بروید اصلا عبادت یعنی قرب الی الله.
*هر مصنوعی صانعش را نشان می‎دهد. به هر چیزی نگاه کنی، سازنده‎ی آن را یاد می‎کنی. قالی را می‎بینی، می‎گویی عجب قالی‎بافی داشته است. ساختمان را می‎بینی، می‎گویی عجب معماری داشته است. خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی، یاد خدا می‎افتی. مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّّهُ یعنی هر کس نفس خودش را نگاه کند، خدا را دیده است. وقتی یاد خدا افتاد، خدایی می‎شود؛ گوشت و پوستش هم صدا می‎زنند لا اله‌ ‌الاّ ‌الله، ذاتش می‎گوید لا الهَ ‌‌الاّ الله.
*مؤمن جزایی جز قرب خدا قبول نمی‌کند. او همه زمین و آسمان و بهشت را گردش می‌کند ولی فقط طالب قرب است.
*غضّوا ابصارهُم عَمّا حَرَّمَ اللّه عَلَیهم: دیدگانش را از آنچه خداوند حرام نموده است فرو پوشیدند؛ که از صفات متّقین است، مرحله اوّل آن، نگاه نکردن به نامحرم است، مرحله دوم به این معنا است که اگر با مال حرام یا شبهه ناک برخورد کنند از آن غَضّ بصر کرده و صرف نظر می‌کنند. امّا از این دو بالاتر این است که اصلاً (به ما سوی الله) نگاه نمی‌کنند که این مال خصّیصین است.

*از دنیا نگو، از خلق نگو ، از خودت هم نگو، از خدا بگو. چند وقت که از تنها از خدا بگویی اگر غیر از او چیزی هم وجود داشته باشد از یادت می‌رود و غیر او را فراموش می‌کنی.
*ما فَقَدَ مَن وَجَدَک و ما الّذی وَجَدَ مَن فَقَدک: آن کسی که تو را یافت دیگر چه چیزی را فاقد است و کسی که تو را فاقد شد دیگر چه چیزی دارد
*مبادا گل، شما را از گلکار غافل کند.
*وقتی بدانی معصیت لباس عاریه ای است که معصیت کاربرتن کرده مؤمنین را مؤدب نگاه می کنی ،به عیب مردم هم نگاه نمی کنی اینجاست که ستاریت برایت آسان می شود ، غفاریت آسان می شود وعفو هم آسان می شود .معصیت کار را نبین ،اگر هم دیدی آبرویش را نریز.


۱۵توصیه حاج آقا دولابی برای سبک زندگی
 
استاد اخلاق میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است.

1- هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2- زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.


3- اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

 4- گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.


5- موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.


6- اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.


7- تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.


8- هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.


9-  تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

10- با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11- خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.


12-  لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
13- ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله


14- دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک 
می کند."


15- هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.


شادی روحش بارها صلوات

نظری بروی این خبر وجود ندارد.



لطفا فیلد های مورد نظر را پر کنید



ttjam  |  طراح و اجرا ttjam.ir

کلیه حقوق این سایت برای گروه فرهنگی بیت المجتبی(ع)محفوظ بوده و استفاده و نقل آن با ذکر صلوات مجاز می باشد تماس با مدیریت سایت 09366468628 بیت المجتبی